الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

6

تفسير مجمع البيان (فارسى)

است ؟ زيرا قتل هنوز واقع نشده بود . پاسخ البته تحمل كيفر مشروط بوقوع گناه است . هنگامى كه هابيل احساس كرد كه برادرش قصد قتل او را دارد ، چه مانعى داشت كه بگويد : اگر مرتكب قتل من شوى ، كيفر قتل مرا متحمل خواهى شد ؟ فَتَكُونَ مِنْ أَصْحابِ النَّارِ : بواسطهء اين كردار زشت ، گرفتار دوزخ خواهى شد . وَ ذلِكَ جَزاءُ الظَّالِمِينَ : اين است كيفر گنهكاران ، ممكن است اين جمله هم تتمهء سخن هابيل باشد و محتمل است كه سخن خدا باشد . فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِيهِ : در اينباره اقوالى است : 1 - يعنى نفسش او را تحريك و تشجيع كرد كه برادر خود را بكشد . اين قول از مجاهد است . 2 - مقصود اين است كه نفسش قتل برادر را در نظرش بياراست . 3 - نفسش او را مساعدت و هماهنگى كرد بر قتل برادر و بنا بر اين در اصل ( على قتل اخيه ) بوده كه حرف جر محذوف و مجرور منصوب شده است . فقتله : مجاهد گويد قابيل نمىدانست چگونه او را بكشد . شيطان به صورت مرغى در آمد و مرغى را گرفت و سرش را ميان دو سنگ گذاشت و كوبيد . قابيل هم براى كشتن برادر ، از وى سرمشق گرفت . گفته‌اند : هابيل اولين مقتول بود ! فَأَصْبَحَ مِنَ الْخاسِرِينَ : قابيل با اين عمل شوم خود ، در دنيا و آخرت ، زيانكار و از خير دنيا و آخرت محروم شد . برخى از كلمهء « اصبح » استفاده كرده‌اند كه اين قتل در شب اتفاق افتاده است . لكن صحيح نيست ، زيرا عادت عرب اين است كه هر گاه كسى عملى انجام دهد كه بحالش زيانبخش باشد ، اينطور تعبير كند . منظور اين نيست كه فقط اين زيان مخصوص بيك زمان است و نه زمانهاى ديگر .